.:ذاکر دلسوخته اهلبیت:. - متن شعرهای ذاکر
تاريخ : 90/05/07 | | نویسنده : محمد
همه رفتن ای خدا همه رفتن ای خدا ...من نرفتم کربلا من نرفتم کربلا

هستن کسایی که نرفتن ..میدونن ....

یه سوال دارم مگر ما دل نداریم ای خدا .....کیا نرفتن؟ انشالله حضرت شاهنشاهی دعوتش کنه ......

یه سوال دارم مگر ما دل نداریم ای خدا ...یا مگر جا تنگ بود از بهر ما در کربلا

کی روا باشد گل از ما و گلاب از دیگران ...غم روی ساقی از ما و شراب از دیگران.

یا حسین یا حسین یاحسین ثارالله ...

نمیدونم چه سر زد از من که بر غمت مبتلا شدم ...مبتلا بر فراغت کشته سر از تن جدا شدم

ای خدا جون نمیدهم تا حسینو بر من نشون ندی.....منو تا دست تیغ مژگان یار ابرو کمون ندی

بخواهی یا نخواهی یه روز برا دیدنت میام ....تو میدونی اگر بیام یا نیام چقدر من تو رو میخوام

ای خدا جون نمیـــد م .....منو تا دست تیغ مژگان یار ابرو کمون ندی......آقا آقا آقا ....

.یا حسین خوب میدونی من از روز ازل دیوونت بودم...... خبر از هستی نبود من جارو کش میخونت بودم

ای خدا مرغ جانه ما را به جانب کربلا ببر.....به زیارت گه عباس بن علی مرتضی ببر

همه رفتن ای خدا ...من نرفتم کربلا ....نروم تا کربلا من با تو قهرم ای خدا .....یه سوال دارم مگر... ما دل نداریم ای خدا....این خیلی میسوزونه آدمو ....یا مگر جا تنگ بود از بهر ما در کربلا .....پس آقا لیاقت نداشتم منو دعوت نکردی....یه روز میرفتن میگفتن پولدارا الان میرن ....ماله گداها مال فقیرا نیست ...آقا فقیرام که همه رفتن باز من نرفتم ..پس باید در نوکریت خودم شک کنم ارباب ...زبونم لال بگم دیگه به من نگاه نمیکی حسیــــــــن ...

کی روا باشد گل از ما و گلاب از دیگران .....غم روی ساقی از ما و شراب از دیگران

آقا .... آقا.... آقا ..

ای خدا جون نمیدهم تا حسینو بر من نشون ندی .... منو تا دست تیغ مژگان یار ابرو کمون ندی....

بخواهی یا نخواهی آخر یه روز برا دیدنت میام ....تو میدونی اگر بیام یا نیام چقدر من تو رو میخوام

خدایا به آبروی بی بی زهرا...

ای خدامرغ جان ما را به جانب کربلا ببر ...به زیارت گه عباس بن علی مرتضی ببر



تاريخ : 90/05/07 | | نویسنده : محمد
بین تموم شاهان

شاهم فقط حسینه

فقط به عشق بیبی

بادردوغم میسازم

بین همه دلبرا

به رقیه می نازم

ذکرم تا روز محشر

شد لعن بر امیه

فخرم بود در عالم

هستم سگ رقیه

ببینید ابهاالناس

عوعو کنم همیشه

فقط به عشق عباس

تکیه مکن به مردم

که صاحبت حسینه

عباس گفته بامن

آقات فقط حسینه

شدم سگ ابالفضل

ببینید ایهاالناس

غلاده ام روبستن

کنارکف العباس

من سینه خیز بمیرم

پای ضریح عباس



تاريخ : 90/05/07 | | نویسنده : محمد
اگه دیوونه ندیده ای به ما میگن دیوونه
اگه دیوونه شنیده ای به ما میگن دیوونه
منم یه روز عاقل بودم عشق تو مجنونم کرد
ز شهر عقل و عاقلا یکباره ویرونم کرد
به جرم عشق و عاشقی به ما میگن دیوونه
بزار ملامت بکنن یه خوب و بد میمونه
دل من از روز ازل اسیر یک نگاهه
حسین رو دوست داره مگه خاطر خواهی گناهه
دیوونه حسینم و ویروونه حسینم
خراب و مست گوشه میخونه حسینم
دل هرکی با یاری خوشه یار دل ما حسینه
ترانه ای که دل رو میبره صدای یا حسینه
عقل از سر من پریده و دیوونگی جا گرفته
حرف اگه داری با خدا بزن عقلم رو خدا گرفته
منم یه روز عاقل بودم عشق تو مجنونم کرد
زشهر عقل و عاقلا یکباره ویرونم کرد
هرکی عاقله غمی داره روزگار درهمی داره
عاشق نشدی نمیدونی دیوونگی عالمی داره
بهشت من حسینه و سرشت من حسینه
نوشته کتاب سرنوشت من حسینه
دل من از روز ازل اسیر یک نگاهه
حسین رو دوست داره مگه خاطر خواهی گناهه



تاريخ : 90/05/07 | | نویسنده : محمد

گوش بکنید داره میاد
گوش بکنید داره میاد
یه صدایی از مدینه.
چشماتونو باز بکنید
شاید که چیزی ببینه
صدامیگه امت من
پیغمبر شما منم
مهدی من تو غربته
ازهمتون گله دارم
گوش بکنید داره میاد
یه صدایی از تو نجف
صدا میگه من علی ام
شیر خدا من ولی ام
مهدی من غصه داره
از همتون ناراضی ام.
چرا عزیز دلمو
باکاراتون رنجش میدین؟
ای شیعه ها با شماهام
مهدی رو هی عذاب میدین
مهدی من چاه نداره
که درد دل باهاش کنه
بین همه سینه زنها مهدی
من یار نداره
که اونو همراهش کنه
گوش بکنید داره میاد
یه صدایی از مدینه
حواستونو جمع کنین
صاحب اون صدا کیه
صدا میگه من فاطمه ام
دختر پیغمبرتون
خوب میدونین که ندارم
رضایت از اعمالتون
فرزند من مثل خودم غریبه و وای بر شما
اینطوری میخواهید که ما باشیم شفیعتون روز جزا
من عاشق فرزندمم مهدی هم عاشق منه
خدا نیامرزه اونو که قلبشو زخم بزنه
من مادرم اون پسره طاقت ندارم ببینم مهدی من غصه داره
گوش بکنین داره میاد
یه صدایی از تو بقیع
چشماتونو باز بکنین
غربت غربت میباره از بقیع
صدا میگه من حسنم
سید اهل جنتم
مسلمونا جواب بدین
از شماها در حیرتم
تلخی زهر انتظار به کام مهدی نمونه
شیعه ها باید کاری کنین تا مهدی تنها نمونه
تلخ تر از زهریه که جگر من رو پاره کرد
دست از دعا بر ندارین شاید خدا اشاره کرد
گوش بکنین داره میاد
یه صدایی از کربلا
صدا میگه من حسینم
عاشق و محجوب خدا ای عاشقا چرا شدین
از یاد عشقتون جدا
مهدی من منتقم خون منو مادرمه
هر روز نگاهشو دوخته در پیراهن من پاره من
صدای حمد وقت ظهور بگوش مهدی برسه
از خونی که از پیرهنم میریزه و جاری میشه
عزیز من میفهمه که لحظه موعود رسیده
با ذوالفقار و ذوالجلال میره به مکه مدینه
حسینی ها حسینه و پلک سرشار از خونه
چرا برای پسرش کسی دعا نمیکنه
گوش بکنین داره میاد یه صدایی از کربلا
دستاتونو پنهان کنین ازشرم ساقی خدا
ساقی میگه عباس منم ساقی تشنگان منم
غیرتتون کجاست شما استاد عاشقان منم
چرا عزیز مادرم تنهاست و یاری نداره
شیعه ها پس چی شد وفا حال شما گریه داره
دست ندارم ولی چشام رو به سوی لطف خدا
تا عزیزم مهدی از این غربت و غم بشه جدا
گوش بکنین داره میاد یه صدایی از مشهدمون
ولی نعمت ماها ابروی ایرانمون
صدا میگه رضا منم
غریب غربا منم
اما برای غربت
مهدی خود گریه کنم

.



تاريخ : 90/05/07 | | نویسنده : محمد
به جرم عشق و عاشقی به ما ميگن ديوونه

بذار ملامت بکنن يه خوب و بد ميمونه

دل من از روز ازل اسير يک نگاهه

حسين دوست داره مگه خاطرخواهی گناهه

ديوونه حسينم و ويروونه حسينم

خراب و مست گوشه ميخونه حسينم

دل هر کی با ياری خوشه يار دل ما حسينه

ترانه ای که دل می بره صدای يا حسينه

عقل از سر من پريده و ديوونگی جا گرفته

حرف اگه داری با خدا بزن عقلم خدا گرفته

هر کی عاقله غمی داره

روزگار درهمی داره

عاشق نشدی نميدونی

ديوونگی عالمی داره


تاريخ : 90/05/07 | | نویسنده : محمد
یه رفیق دارم که نامش حسینه

خوش آن دل که دلارامش حسینه


از آن روزی که نامش را شنیدم

بلای عشق او با جان خریدم


دل من ماهیه دریای عشقه

وجودم آهوی صحرای عشقه


دل دیوونه خاطرخواهه او شد

اسیر زلف و روی ماه او شد


ندونم مومنم یا کافر هستم

هر چی هستم حسین را می پرستم


بیا پا بر سر هستی گذاریم

دل و دین در ره مستی گذاریم


خوشا آن صیدی که صیادش حسینه

به دام افتاده فریادش حسینه


نمی دونم چه در پیمانه کرده

که مرا مست و دیوانه کرده


دلارامی که ما را نور عین است

حسین است و حسین است


دل ما وحشیه آرام نمیشه

تا حسین نبینه آرام نمیشه


اگه پیش خدا باشم همیشه

دل من بی حسین راضی نمی شه


منم مجنون و لیلایم حسینه

خوش ان دنیا و عقبایم حسینه


کسی قدر حسین عاشق نداره

براش از چشم هستی خون می باره


اسیر چشم و ابروی حسینم

سگ عوعو کنه کوی حسینم


مزن بر دل ز نوک غم ز تیرم

که پیش چشم بیمارت بمیرم


قدح پر کن مرا در دولت عشق

زکاتم ده که مسکین و فقیرم


اگر آید هزاران یوسف از راه

حسین بن علی همتا نداره


من به زینب عمری خورده ام سوگند

گر بگویی بمیرم من میمیرم


بدین علت تماشایی است و محشر

علم دست علمدار حسین است


خدا مدیون چشمات ابالفضل

دل من به زیر پات ابالفضل


فقط به عشق بی بی با درد و غم می سازم

بین همه دلبرا به رقیه می نازم


ذکرم تا روز محشر شد لعن بر امیه

فخرم بود در عالم هستم سگ رقیه


شدم سگ رقیه ببینید ایهالناس

عوعو کنم همیشه به عشق عباس


تکیه مکن به مردم که صاحبت حسینه

عباس و گفته با من آقات فقط حسینه


شدم سگ ابالفضل ببینید ایهالناس

قلاده ام رو بستم کنار کفن العباس


فخرم به اهل محشر حسابم با حسینه

فخرم به اهل عالم شاهم فقط حسینه



تاريخ : 90/05/07 | | نویسنده : محمد
از چه منه دیوانه دیوانه ترم امشب

از گردش ایامه بی خانه ترم امشب



از چه منه دیوانه دیوانه ترم امشب

از نغمه مستانه مستانه ترم امشب



گر عاشق درویشم بی چیزم و بی خویشم

بر مسند شاهانه شاهانه ترم امشب



افسانه بسی خواندی افسانه من بشنو

من ز هر افسانه افسانه ترم امشب



سوزم که منه دلخون مجنون ترم از مجنون

نزد گل بیگانه بیگانه ترم امشب



جان نور شد از جانان دل یکسره شد ویران

از خانه ویرانه ویرانه ترم امشب



دل بی می و پیمانه مست است ز جانانه

از ساقی و میخانه میخانه ترم امشب



بنگر که از عشقش شد دیوانه ی دیوانه

از مردم فرزانه فرزانه ترم امشب



پروانه میان جمع گر سوخته گرد شمع
عشاق ز پروانه پروانه تر است امشب



تاريخ : 90/05/07 | | نویسنده : محمد
دوش رفتم بر در میخانه ای تا بگیرم ساغر و پیمانه ای

بر در میخانه دیدم ناگهان می پرستان جمله با شور و فغان

هر یکی ساغر به دست نظاره گر بر رخ ساقی که گردد جلوه گر

هر یکی می خواست می مستی کند ترک هستیهای این هستی کند

تا که ساقی آمد و با صد خروش گفت کای می خوارگان باده نوش

چیست غوغا بر در این میکده نظم این میخانه را بر هم زده



می پرستان جمله آرودند جوش بانگ سر دادند با جوش و خروش

کای تو ساقی همه دلهای ما باده ای نو کن در این پیمانه ها

در میان میخواره ای بس بی شکیب بانگ زد اندر او صدها نهیب

گفت امشب از همه شبها جداست همنشین میخوران امشب خداست

گفت ساقی را کای پیر گرام کن دگر گفت و شنود خود تمام

آن خم سر بسته ات را باز کن لیک بساط شور و مستی ساز کن

آن خمی که سوزد و سازد مرا آن خمی که آتش افروزد مرا

آن خمی که جمله خمهای دگر پای بست این خم سوزنده تر



آن خمی که دل ز خمها می برد آتش اندر جان خمها می زند

هر که از این می خورد فانی شود محو ذات حق شده باقی شود

هر که از این می خورد مجنون شود گر جنونی داشته افزون شود

انبیا هم مست از این پیمانه اند تا ابد ساکن در این میخانه اند

من چه گویم روی خم این مطلب است

گویی آن نامش جناب زینب است



تاريخ : 90/04/24 | | نویسنده : محمد

ديوونه مهدي شدم دلبر ديگر ندارم

ديوونه مهدي شدم دلبر ديگر ندارم

يه دل دارم عشقي به جز ديدن دلبر ندارم

در دل من هستي و من غير تو دلبر ندارم

يک نفس اي دلبر من من ز تو دل برندارم

گُل بهشت رنگ و صفاي گُل ما رو نداره

خال سياه خوشگلش دل ز دو عالم مي بره

عاشق دلبر شده ام درسم و از بر شده ام

دل چو به دلبر داده ام دلبر دلبر شده ام

زلف سيات روز منو تيره تر از شب مي کنه

دل روز و شب در غم تو ناله يارب مي کنه

کِي باشه در کنار من باشي و من کنار تو

قرار من باشي و من عاشق بي قرار تو

اگر بدونم که کجاست عزيز من خونه تو

جون مي زارم تا ببينم نگاه مستونه تو

عمريه مجنون توأم بي سر و سامون توأم

مست و پريشون سر زلف پريشون توأم

مُردم از انتظار تو امروز و فردا مي کني

يه روز مي آد که کشته منو تماشا مي کني



شادی روح مرحوم سید جواد ذاکر صلوات .


تاريخ : 90/04/24 | | نویسنده : محمد

منـتظـرم منـتظـرم تا فصل هم عهدي بياد



منـتظـرم منـتظـرم تا فصل هم عهدي بياد

با ذوالفقار حـيدري صـاحبـمون مهدي بياد

أي باوفا ارباب من مـهـربـون مـهـربـونـا

پشت وپناه بي كسا پــهــلــون پــهــلـونـا

تاکه به نامت آقاجون رفـیـق و آشـنـا شـدم

ازهمه كس وهمه جا بـريـدم و جـدا شـدم

رشـتـه مـهـرمُ آقــا به خـيمه تو بسته ام

گرچه هزاران مرتبه قلب تو را شكسته ام

زمـزمه عـشـق شـما أي گل نـاز فـاطـمـه

تموم دل خوشيم شده ورد زبـون و قـلبمه

خوب ميدونم بدم ولي قـلبـمـو با صفا بكـن

وقتي نمازشب ميخوني آقـا مـنـو دعـاء بكـن

زمــزمـه نــام شــمـا افـضل اعمـال منـه

ميان چشم خوشكـلـت هـميـشه دنبـال منه

از كوچکی تا به حالا ساکن مست خونتم

تـمام عـالم می دونـنـد سگ در ميخـونتم


شادی روح مرحوم سید جواد ذاکر صلوات .


تاريخ : 90/04/21 | | نویسنده : محمد


ذاکر پُر شور و دیوانه کجاست

در مدینه ، کاظمین یا کربلاست

از شراب عشق حق مدهوش شد

آن صدای دلنشین خاموش شد

آن که هر دم میشنید زخم زبان

جا گرفته در دل صاحب زمان

من نمیدانم چه گویم بعد از این

ذاکر ارباب بود و دل غمین

مثل مرغی در قفس پَر بسته بود

از حیاتش دل بُرید و خسته بود

کافری گفت که او کافر بُوَد

هر چه بود او پسر حیدربُوَد

رشته عمر کَمش بُگسستی

حرمت فاطمه را بشکستی

بر لب ما این نوای منجلی ست

گردنت در دست عباس علی ست

از زمانه خسته و بی تاب شد

مثل زهرا مادر خود آب شد

مرغ جانش سوی زینب میپرید

مثل زینب ناسزاها میشنید

چون دمادم خون دلها میخورد

مادرش زهرا رسید او را بُرد

آتش غم بر دل تنگش زدند

با ملامت طعنه ها ، سنگش زدند

هر که میگفت که او مُرتد بود

از در خانه حیدر رد بود

آنکه در حقش جفا بسیار کرد

پیروی از دشمن ابرار کرد

آن مریض عشق آخر خوب شد

بر دل اهل زمان محبوب شد

کور شد آن چشم ناپاک حسود

سید جود ما دل از زهرا رُبود

دید از اهل زمانه او جفا

همچو باب خویش علی المرتضی

آن که یک جا دوستان را ترک کرد

غربت جدش علی را درک کرد

خوش به حالت راحت از دنیا شدی

روضه خوان حضرت زهرا شدی

بر زمانه روشن این مطلب شده

بانی روضه تو زینب شده

با رسول ترک همپایه شدی

آمدی اینجا تو همسایه شدی

تا مزارش در بَرِ او کنده شد

فاش میگویم رسولم زنده شد


شادی روح مرحوم سید جواد ذاکر صلوات .



تاريخ : 90/04/21 | | نویسنده : محمد

دیوونه کجا داره جز در میخونه ی عشق


دیوونه نمی دونه جز می و پیمونه ی عشق

خوش بحال دیوونه که خوب و بد نمیدونه
اونقدر مجنونه که مجنون و لیلا میخونه

قسمت مستی ام از پیمونه ی رقیه شد
دل دیوونه ی من دیوونه ی رقیه شد

بخدا رقیه دین و ایمان منه
کعبه و عشق منه قبله و قرآن منه

بی رقیه ناکسم گر به بهشت نگاه کنم
بی رقیه کافرم گر چه خدا خدا کنم

بخدا رقیه دین من و ایمان منه
کعبه و عشق منه قبله و قرآن منه

یا رقیه مددی که دل ز دستم می رود
دل من همره جان می پرستم می رود

روبروم راه برو از گوشه چشم نگات کنم
جان ناقابلمو فدای خاک پات کنم


شادی روح مرحوم سید جواد ذاکر صلوات .



تاريخ : 90/04/21 | | نویسنده : محمد

من حسینم که جهان واله و حیران من است


من حسینم که جهان واله و حیران من است

واویلا آه و واویلا زمین کربلا

من حسینم که جهان واله و حیران من است

ابر و باد و مه و خورشید به فرمان من است

لحظه ای را که دمد صور علم دست من است

دادگاهی که به پا هست قلم دست من است

حکم آزادی و تبعید امم دست من است

هر که شد اهل تولا به علی می بخشم

هر که بگریست به زهرا به علی می بخشم

جد من احمد مختار قریشی نسب است

پدرم حیدر کرار امیر عرب است

مادرم فاطمه خود خلقتتان را سبب است

از ازل عشق خدا در رگ و در خون است

آدم از حضرت آدم شده مدیون من است

واویلا آه و واویلا زمین کربلا

هر که بگرفته جنون در اثر عشق من است

یوسف انگشت به لب در گذر عشق من است

قلب من مرکز پاکیزه ترین احساس است

چه غم از حادثه چون همسفرم عباس است

واویلا آه و واویلا زمین کربلا


شادی روح مرحوم سید جواد ذاکر صلوات .





تاريخ : 90/04/21 | | نویسنده : محمد
يا أبو فاضل يا أبو فاضل


سـاقـي مـيـخانـه ولائـي پـيـر خرابـات كـبريـائي

همچون علي شهسوارعشقي شـأن تــو مـؤمـن لافـتـى يـي

لالـه زيـبـاي بـاغ مـولا جلوء رخسار حق تعالي

پـسر ام البـنيـن و مـولا دلبر و رعنا و با صفائي

حور و ملك عقد سينه چاکت عاشـق و ديـوانـه و هـلاكت

عرش خدا ذره أي زخاكت تو ابوفاضل عشق خدائي

قـد رشـيـدت دوتا نداره تو به كرم شبه مصطفى يي

دل تو هر لحظه با حسين است تكيه كلام تو يا حسين است

ليلي ليلا تو را حسين است ولي تو خود ليلي خدايي

خلقت هستي به ناز و شستت عـلم زيـنـب مـيان دستـت

دل رقيه عاشق و مستت كه تو دل انگيز ودلربايي


شادی روح مرحوم سید جواد ذاکر صلوات .




تاريخ : 90/04/21 | | نویسنده : محمد

چی میشه یبن فاطمه

چی میشه یبن فاطمه یک گوسه چشم نگام کنی

با اون نـگـاه فـاطـمـي دلـمــو کـربــــلــــاء كــــنـي

مـيگن كه خاك تربـتت مـرده را زنـده مــي كــنـي

خنده كنون ميره بهشت هر كـي بـرات گـریـه کـنه

پـرچـم سـرخ گـنـبـدت دل مـنـو خـون مـي كـنـه

هــرولـه سـيـنـه زنـات آدم مـجـنـون مــي كـنـه

اگـه مـیـام در خـونـت به يـك اومـيدي ميشـينم

آرزو دارم كـه تو را يـك شـب تـو روضـه ببينم

قديما هر وقت اسم تو ميشنيدم مست ميشدم

با گفتن ذكر حسين مست و حسيني ميشدم

چند وقته توی روضهات نـمـی تـونـم گـریـه کـنـم

اشک از من نـگـیر آقـا بــذار بــرات گـریــه کـنـم

حسین رومو زمین نزار بـزار پـاتـو روی دیده ی ما

اگه واست زحمتی نیست امـشـب بـیـا روضـه مــا

آقام آقام آقام حسین


شادی روح مرحوم سید جواد ذاکر صلوات .


تاريخ : 90/04/21 | | نویسنده : محمد

درد غربت

 

مرده بودم که رسید عشق و مرا ناجی شد.

رشته عمر مرا مهر تو حلاجی کرد(رشته عمر مرا مهر تو حسین حلاجی کرد)

من فقیرم به ره کعبه نرفتم اما حجرالاسود خال تو مرا حاجی کرد.

 عشق فرمود: چشم از هوس و کام ببند عهد با کعبه رخسار دل ارام ببند

. حاجیان موی سر خویش تراشنند ولی تو سر سودا زده داده ای احرام.

 میهمان پر در ان کعبه که با زر بزنند کعبه کو تا که بیاید به در ان در بزند

.میشناسم بخدا می شناسم کعبه حسنی را من که بیاید به فقیران زمین سر بزند.

روی زیبا ناز دارد ناز ان باید خرید دست دلبر هجر دارد هجر ان باید کشید.

درد غربت را کشیدن شیوه دلدادگی است.

بی کسی هم درد دارد درد ان باید کشید.

کس ندیده زنی را که با اسارت خویش ز دست و پای خلایق طناب بگشاید.

 اگر به دوزخیان یک نظر کند زینب در نجات به اهل عذاب بگشاید.

 گره گشایی جهان است عمه ای سادات.


شادی روح مرحوم سید جواد ذاکر صلوات .


تاريخ : 90/04/21 | | نویسنده : محمد

کربلا دار النعیم زینب است



کربلا دار النعیم زینب است.

کعبه خود تحت حریم زینب است.


عمر زینب وقف مولا بود و بس

او به زهرا المثنی بود و بس

چهره حیدر چو حق آئینه زد

سنگ زینب را حسین بر سینه زد

عشق و با زینب تبانی کرده است

رنگ گل را ارغوانی کرده است

هست و کیش رهبریت کیش او

صبر زانو میزند در پیش او

شاخص شخصیت زینب حیاست

گر بگویم دومین زهرا سزاست

کیست زینب قدرت کل امم

عرش را با فرش می دوزد به هم

هم تراز زینب کبری کجاست

هر زنی را زینبی خواندن خطاست

زینب کبری ذلیل و خوار نیست

از زنان کوچه و بازار نیست

در رگ سرخ شهیدان شط اوست

حضرت عباس هم در خط اوست

مدعی رسوا شدی گر تافتی

عرشیان چون بر حسین دل باختند

در سما هم زینبیه ساختند


** شادي روح مرحوم سيد جواد ذاكر صلوات** **


تاريخ : 90/04/21 | | نویسنده : محمد

دل من گمشده در گیسوی عباس علی
به خدا کشته مرا مه روی عباس
عقل و دین و دل و هوش از من بیچاره ربود
غمزه چشم خوش جادوی عباس علی
روز و شب برده قرار از دل دیوانه من
روی عباس علیو موی عباس علی
ندهم بر چمن و سایه طوبای بهشت
سایه سرو قد دلجوی عباس علی
به گل جنت فردوش به تماشا ندهم
سنبل پر شکن گیسوی عباس علی
قدرت حیدر صفدر همه جاری شده در
دست عباس علی بازوی عباس علی
شوق دنیا غم عقبی برد از دل من
چشم عباس علی ابروی عباس علی


** شادي روح مرحوم سيد جواد ذاكر صلوات** **




درد دلی با حضرت صاحب الزمان "علیه السلام"

 از زبان عاشق دلسوخته اهل بیت مرحوم سید جواد ذاکر :

 

صفحه ای از عشق را در دل تجسم میکنم .... در خیالم بر رخی زیبا تبسم میکنم

 مردمان دیوانه می دانند من را ....چون که من گاه گاهی تا سحر با شب تکلم میکنم

 

 یابن الحسن .... یابن الحسن ... یابن الحسن

 

در کنار چشمه جوشان اشک بی کسی ... زیر لب شعر حظورش را ترنم میکنم

بر سر مرغ دلم دست نوازش میکشم .... چون دلم تنهاست .بر او ترحم میکنم

در غروب غربت دل مینشینم روزها ... یاد از آن یار پر ناز و تنعم میکنم

چرخ گردون خاک هجران بر سر دل ریخته .... روز و شب با خاک تنهایی تیمم میکنم

 

 آی آقا... آی آقا ...آی اقا .... چشم مولا بین من کور است کور

 

 چون که تنها میشوم با دل میان قصه ها .... شکوه از این زندگیه پر تعلم میکنم

 چرخ گردون خاک هجران بر سر دل ریخته ...غریب آقا ... آی آقا ...

صدای پای یار مهربان از ره میاید .... سر اومد قصه هجران یار آن مه میاید

 

 عزیزم کی میایی ... امان از این جدایی

 سر کوی تو ... غم روی تو ... زد آتش به جان ... گل نرگس کجایی ...

خدا داند که من جز آن صنم یاری ندارم .... به غیر از انتظار وصل او کاری ندارم

 خدایا پرده بگشا ناز راز اندازه دارد بیا ای دلنوازم ناز رازاندازه دارد

خوش آن روزی که آن رخسار زیبا را ببینم .... زفردوس نگاه دلفریبش گل بچینم

 میگن یک خال زیبا بر رخ آن نازنینه .... کی آید چشم من آن خال زیبا را ببینه

 آقا ... شنیدم .. شنیدم ...ای کاش نبینم اینو :

شنیدم آن کمان ابرو چو من در انتظاره .... به درگاه خدا مینالد و راهی نداره

من با اعمالم جلوی شما رو گرفتم ....

سر اومد عمر من آن دلبر رعنا نیومد .... دل مجنون ز غم ویران شد و لیلا نیومد

 دل من هر نفس در عشق او جان میسپارد .... مپنندارد کسی لیلای من مجنون ندارد

 

 عزیزم کی میایی ... امان از این جدایی

گر همه صورت گران ... صورت زیبا کشند

صورت ارباب من ... از همه زیبا تر است

 آقا ... شنیدم یار نداری .... محرم اسرار نداری یوسف زهرا بیا .... بیا خودم یارت میشم ....



تاريخ : 90/04/16 | | نویسنده : محمد
نوش من نيش مكن           دورم از خويش مكن
جگرم ريش مكن           دورم از خويش مكن
آرزوي دل مـــــن           حل هر مشكل من
مقصد حاصل من           دورم از خويش مكن
تاج من افسر من           سر من سرور من
هادي و رهبر من           دورم از خويش مكن
راه من منزل من             بحر من ساحل من
آشناي دل من                    دورم از خويش مكن
به تو من زنده شدم           جام پاينده شدم
شمع تاينده شدم              دورم از خويش مكن
بي توي اي جان كسي           بر نيارم نفسي
چو زياد بي تو كسي           دورم از خويش مكن
آرزوي دل مــــــن              حل هر مشكل من
مقصد و حاصل من           دورم از خويش مكن
گرچه هستند و بسي           نيست و از بحر كسي
جز تو فريادرسي              دورم از خويش مكن
يار من ياور من                  دل من دلبر من
مونس و غمخور من           دورم از خويش مكن
خوش بحال اوني كه           شده مانوس حسين
خوش بحال هر كه رفت           توي بين الحرمين
عمريه دم ميــزنم                  كه ديوونه ي تو ام
همه ي دل خوشيمه           سگ خونه ي تو ام
وقتي ناله ميكنم                  تو جوابم را ميدي
نگذار باورم بشه                   كربلا راهم نميدي
من ميخوام در خونه ات           خوار بشم ذليل بشم...


  • تعبیر خواب
  • بوگاتی